روحیۀ کاسب‌کارانه ترامپ یک فرصت هست

۲۳ آبان ۱۳۹۶ سرگرمی

ترامپ در همین یک سال نشان داده هست که داد و بیداد زیاد می‌کند و تهدید زیاد می‌کند اما در مرحله‌ی عمل و در نهایت دقیقه نود معمولا کوتاه می‌آید. یعنی آن روحیه حساب و کتاب و ارزیابی سود و زیان کاملا در وی دیده می‌شود.

روزهای پیش رو برای برجام روزهای سرنوشت سازی هست. تحرکات بسیاری مخصوصا
از طرف اروپایی ها در این به همراهره بوجود آمده هست تا به این توافق بین المللی آسیبی نرسد
و نقض آن از سوی امریکا نظم تعریف شده گذشته را خدشه دار نکند. ترامپ پرونده برجام
را به کنگره ارجاع داده هست و ظاهرا ناتوان از مقابله به همراه آن هست. آیا ترامپ به دنبه همراهل
نظم جدیدی در نظام بین المللی هست؟ آیا او به همراه برنامه و هستراتژی خاصی پیش می رود یا
رویکرد خاصی در رهستای لغو توافقات بین المللی امریکا ندارد؟ از سویی دیگر آیا ایران
برای کاهش هزینه های ترامپ و حفظ برجام به دنبه همراهل ارتبه همراهط به همراه تیم جدید ترامپ نخواهد رفت؟
در این به همراهره خبرآنلاین به همراه اردشیر سنایی، مدرس
دانشگاه و کارشناس مسائل بین المللی گفت و گو کرده هست که در ادامه می خوانید
:

به نظرتان ترامپ رئیس جمهوری هست که رفتارها و عملکرد او بر اساس مطالعه
و هستراتژی خاصی هست یا او برنامه و تفکر مدونی در پشت عملکرد خود ندارد؟

می‌شود موضوع را این گونه مطرح کرد که ایالات متحده در واقع دارای یک هستراتژی
کلان و کلی هست و روی بعضی از اصول این هستراتژی هم هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد، از
جمله مثلا تأمین منافع ملی ایالات متحده در منطقه، در قبه همراهل رقبه همراه، در قبه همراهل دشمنان تعریف
شده از دید خودشان و یا تهدیدهایی که به صورت کلی وجود دارد. در منطقه ما مشخصاً حفظ
امنیت اسرائیل و در واقع ایجاد یک موازنه میان اسرائیل و دولت‌های عربی هم یکی از این
هستراتژی ههست. تضمین جریان آزادانه انتقال انرژی یا در یک مقطعی مقابله به همراه حرکت‌های
تروریستی و گروه‌های تروریستی و در بعضی از مواقع محدود کردن و در واقع تهدید کردن
دولت‌هایی که از نظر ایالات متحده منافع امریکا را در منطقه به خطر می‌اندازد، جزو
راهبردهای کلی هست
.

اما در هر مقطعی و در دوران ریهست جمهوری هر فردی یا هر حزبی که مطرح می‌شود
روی بعضی از موارد اختلافهایی شکل می گیرد و همچنین موارد جدیدی مطرح می‌شود، کاهش‌ها
و افزایش‌هایی دیده می‌شود، تاکتیک‌ها ممکن هست عوض بشود، رویه‌ها تغییر پیدا بکند،
گاهی اوقات هم شرایطی در نظام بین‌الملل رخ می‌دهد که آن هم موجب می‌شود تغییراتی را
شاهد به همراهشیم. برای مثال حادثه ۱۱ سپتامبر که اصلا کل نظام بین‌الملل را تحت تاثیر قرار
می‌دهد و به تبع آن ایالات متحده هم مجبور هست که نوع برخوردش را متناسب به همراه آن تغییر
بدهد یا مثلا پوتین در روسیه ظهور پیدا می‌کند و به دنبه همراهل احیای آن جایگاه سنتی امپراطوری
روسیه تزاری یا اتحاد جماهیر شوروی هست و قاعدتاً به همراه توجه به این تغییر ایالات متحده
هم مجبور می‌شود تغییرات جدیدی را ایجاد بکند
.

بنابراین این‌ها کلیاتی هست که وجود دارد و نمی‌شود کتمان کرد که کلیات
تغییر کرده هست. در حال حاضر شما می‌بینید که از ۱۹۴۸ تا به امروز هر رئیس‌جمهوری از
هر حزبی در ایالات متحده به قدرت رسیده هست بحث حفظ امنیت رژیم صهیونیستی جز اولویت‌های
او بوده هست. فرقی نمی‌کند دموکرات به همراهشد یا جمهوری‌خواه به همراهشد. یا موضوع جریان آزاد
انتقال نفت و انرژی از منطقه خاورمیانه و به ویژه خلیج فارس جزء اولویت‌های همه‌ دولت
ها بوده هست. اما حالا گفتم بستگی به این دارد که چه کسی به همراه چه دیدگاهی درواقع از چه
حزبی به قدرت برسد که متناسب به همراه آن شرایط ممکن هست تغییراتی را ببینیم
.

آیا دوره ترامپ را هم به همراهید به این شکل دید و تفسیر کرد؟ روالی عادی مانند
روسای قبلی در حال وقوع هست؟

به نظر من دوره ترامپ را اصلا به همراهید دوره کاملا مجزایی در نظر گرفت. برای
ایالات متحده چه در داخل آن کشور و در سیهست داخلی آن، چه در خارج از آن کشور و در
بعد سیهست خارجی‌اش فضای جدیدی بوجود آمده و به همراهید به عنوان یک پدیده کاملا نوظهور به همراه
آن برخورد کرد. به طور خیلی خلاصه می‌شود این گونه گفت که اصلا چه داخل ایالات متحده
چه نظام بین‌الملل به همراه انتخاب آقای ترامپ دچار یک سرگیجه، یک شگفتی و یک بهت و حیرتی
شده اند و به نظر می رسد تازه بعد از یک سال،
خود ایالات متحده از این شوک تازه بیرون آمده که به همراه چه موجودی به همراه چه پدیده‌ای
و به همراه چه تفکری روبه‌رو شده هست و حالا به همراهید چکار کرد. چه راهی به همراهید در پیش گرفت و چگونه
آماده اتفاقات بعدی بود. من معتقد هستم که ریهست جمهوری آقای ترامپ برای خودشان، نه
فقط حزب جمهوری‌خواه حتی برای خود او هم غیرمنتظره و غیرقابل انتظار بود. چون فکر نمی‌کردند
حزب جمهوری‌خواه رای بیاورد بنابراین چه در داخل ایالات متحده چه خارج از آن خیلی جدی
گرفته نشد. در بین کشورهای دیگر حتی در جمهوری اسلامی ایران کسی این تغییر و این پدیده
را جدی نگرفت. به همین خاطر در مورد تبعات سیهست‌های ایالات متحده بعد از دوره ترامپ
هم کاری صورت نگرفت و یکی از مواردی که موجب شد تا عملاً همه دچار یک سردرگمی و یک
ابهامی در نوع سیهست‌هایشان بشوند همین بود
.

ترامپ محصول یک سری اتفاقات در داخل ایالات متحده بود که دست به دست هم
داد تا رئیس‌جمهور شد و در واقع ترامپ آمد و روی نقاط ضعفی در داخل ایالات متحده دست
گذاشت و توانست آرای طبقات متوسط به پایین و بخشی از آرای خاکستری را به سمت خودش جلب
بکند که البته به بحث مان ارتبه همراهطی ندارد، به هر روی سرانجام همه چیز دست به دست هم
داد و این شخص رئیس‌جمهور شد. اولا می‌شود این گونه گفت که شعارهایی که ایشان مطرح
می‌کرد در دوران انتخابه همراهت عمدتاً شعارهای پوپولیستی، شعارهای تخیلی، شعارهای آرمانی
و فضایی صرفا برای این بود که بتواند خودش را کاملا متفاوت از هر دو جناح یعنی از هر
دو حزب غالب ایالات متحده نشان بدهد، درست هست که پشت سر آن علی الظاهر حزب جمهوری‌خواه
را داشت اما اگر فراموش نکرده به همراهشیم همان موقع هم حزب جمهوری‌خواه خیلی تمایلی به این
که این شخص بتواند نماینده اول آن به همراهشد و در ریهست جمهوری قدرت را به دست بگیرد نداشتند
و تمام تلاششان را کردند که این اتفاق نیفتد اما به همراهلاخره شد و اتفاق افتاد. شعارهایی
که ایشان مطرح می‌کرد همه‌اش در دو رهستای کلی هست
:

اول دست به اقدامات عجیب و غریب زدن در سیهست داخلی و خارجی امریکا که
نمونه‌ های آن قابل بررسی هست و دوم هر آن چیزی که در دولت قبل به ویژه مطرح شده بود
را به نوعی زیرسوال کشیدند. طبیعی هست که وقتی چنین شخصی رئیس‌جمهور می‌شود قاعدتاً
به همراهید کارهایش را در همین دو محور پیش ببرد، یعنی در بعد داخلی ایشان به همراهید تمام تلاشش
را به کار می‌بست تا بتواند به همراه سیهست‌های مالیاتی، به همراه سیهست‌های بیمه‌ای، به همراه سیهست‌های
مهاجرتی که در دوره‌ی اوبه همراهما رخ داده بود در واقع مخالفت بکند. بسیار تلاش کرد بعضی‌ها
را توانست اجرایی کند بعضی‌ها را بنا به دلایل مختلف نتوانست، ولی مجبور بود که این‌ها
را عملیاتی بکند چون اگر نمی‌توانست این شعارها را اجرا کند مطمئن بود که به دور دوم
نخواهد رسید، یعنی ضربه‌ای که در نتیجه اقدام سیهست‌های پوپولیستی‌اش حتما می‌خورد.
بنابراین رفت به سمت این‌که بین ایالات متحده و مکزیک دیوار بکشد، بحث بیمه را معلق
بکند، فرمان‌های مهاجرتی را معلق بکند، جلوی ورود افراد مهاجر را به ایالات متحده بگیرد،
مهاجران غیرقانونی و چه بسا مهاجران دیگر از جمله بحث مسلمان‌ها را مطرح کرد که به همراهیستی
این‌ها را از ایالات متحده خارج کرد. در این ابعاد به هرحال تلاش‌هایی کرد تا حدودی
از این‌ها محقق شود
.

در عرصه سیهست خارجی هم دقیقا همین روال را پیش گرفته هست؟

در عرصۀ سیهست‌ خارجی در واقع می‌توانیم چند نکته را مطرح کنیم، یکی این‌
که در آن بحث‌های انتخابه همراهتی‌ دائماً تاکید می‌کرد که ایالات متحده تحقیر شده، ایالات
متحده از جایگاهش خارج شده، ایالات متحده فقط دارد هزینه می‌کند بدون این که دستاوردی
داشته به همراهشد و به این شکل نبه همراهید پیش برود که تمام هزینه‌ها را ما بدهیم و هیچ دستاوردی
نداشته به همراهشیم
.

در بحث ناتو، در بحث اتحادها، در بحث اتحادیه اروپا و همچنین چین به دنبه همراهل
مطرح کردن تقابل ها بود. خیلی به همراه روسیه کاری نداشت، تعمدا سعی کرد که خیلی به همراه روسیه
درگیری ایجاد نکند و به نوعی هم همین به همراهعث سوظن‌هایی شد که ارتبه همراهطاتی وجود دارد که
آیا کمپین انتخابه همراهتی او به همراه روس‌ها به ویژه پوتین ارتبه همراهطی داشت که هنوز هم ادامه دارد
و ابعادش روشن نشده اما سعی کرد که به همراه روسیه کاری نداشته به همراهشد، بیشتر سمت چین رفت که
چینی‌ها فرصت‌های شغلی امریکا را از بین بردند و به همراهعث بروز مشکلاتی در داخل ایالات
متحده آمریکا شدند. سعی کرد برای چین محدودیت‌هایی ایجاد کند
.

در مورد ایران و برجام هم می شد پیش بینی کرد که تقابل به این شدت شکل
بگیرد؟

بحث ایران و برجام نکته دومی بود که می‌شد در برنامه‌های سیهست‌های خارجی
آقای ترامپ مشاهده کرد. در بحث برجام تمرکز بر روی این گذاشته شد که این یک اشتبه همراهه
تاریخی بود، بدترین توافقی بود که ایالات متحده آمریکا آن را پذیرفته هست، هیچ امتیازی
ما نگرفتیم و در عوض تمام امتیازات را به ایران دادیم، ایران به سمت دست‌یابی به سلاح‌های
هسته‌ای حرکت خواهد کرد و از دست ما هیچ کاری برنخواهد آمد. از این رو ترامپ متمرکز
شد روی این ‌که اگر من به قدرت برسم برجام را پاره خواهم کرد. ولی به هر حال از زمانی
که ایشان به ریهست جمهوری رسید قاعدتا طبیعی هم بود و می‌شد انتظار داشت که مقداری
از آن فضاهای انتخابه همراهتی دور بشود و آن شعارهای انتخابه همراهتی‌ را کنار بگذارد. احساس بر
این بود که دیدگاه‌های خودش را دارد اما هنوز نمی‌داند در مقابل برجام به همراهید چگونه عمل
بکنیم. دیگر صحبت این که برجام را پاره خواهم کرد و این‌ها مطرح نشد، ولی هنوز تاکید
داشت که بدترین توافق هست و به همراهید برای آن فکری شود
.

ایران هم چنین فضایی را پیش بینی نمی کرد و برای آن برنامه مدونی نداشت؟

به هر حال تا زمانی که ترامپ به ریهست جمهوری نرسیده بود ایران هم آنرا
جدی نمی گرفت، کما این که احساس بر این بود که ایشان رأی نخواهد آورد، مثل بقیه جاهای
دنیا. اما از زمانی که ایشان رئیس‌جمهور شد ایران هم به این نتیجه رسید که احتمال یکسری
دست‌اندازی‌ها و سنگ‌اندازی‌ها در مقابل برجام وجود خواهد داشت و به همراهیستی یک فکری برای
آن کرد. به همراه به قدرت رسیدن او، قاعدتا در داخل منطقه ما هم شرایط جدیدی شکل گرفت، اسرائیل
و بعد از آن عربستان از این فرصت هستفاده کردند و تحرکات جدیدی پیدا کردند، یعنی به
برنامه‌های ضدبرجامی و ضدایران آقای ترامپ پیوستند و در کنار او سعی کردند تا به هر
شکل ممکن او را تقویت‌ کنند و نگذارند که از این مواضع عقب‌نشینی کند
.

نمودهای این موضوع را هم در منطقه کاملاً مشاهده می‌کنیم که هنوز هم که
هنوز هست تحریم‌ها بعد از یک سال ادامه دارد. به نظر می‌آید که ترامپ و تیمش سعی کرد
ابتدا برجام رو خوب بشناسند، بعد ببینند که چه راهکاری برای آن وجود دارد. آیا ایالات
متحده می‌تواند از آن کلا خارج بشود و بعد اگر خارج شود چه منافعی برای ایالات متحده
بدست خواهد آمد، نکته دوم اینکه آیا می‌شود کلا برجام را از بین برد و آیا می‌شود علی‌رغم
توافقی که صورت گرفته و کشورهای مختلفی آن را پذیرفتند و قطع‌نامه‌ای در ارتبه همراهط به همراه
آن در شورای امنیت تصویب شده، آیا می‌شود کاری کرد که برجام معلق شود
.

واکنش‌های
ایران هم سنجیده شود و در مقابل هر اقدامی راهکار و عملکرد ایران هم ارزیابی شود. این
ارزیابی ها و این بررسی ها یک سال طول کشید، یعنی این روند یک سال طول کشید و تعمدا
ترامپ سعی نکرد که از همان ابتدا علیه برجام اقدامی کند. یکی دو مقطع در واقع آن تعلیق
تحریم‌ها را تمدید کرد و در واقع پایبندی ایران به تعهداتش در برجام را تایید کرد اما
کم کم احساس شد که به یک راهکارهایی رسیده‌اند و حالا زمان را درواقع در دست دارند
که بتوانند اقدامات جدیدی را شروع کنند
.

روحیۀ کاسب‌کارانه ترامپ یک فرصت هست

اما ترامپ خود برجام را از بین نبرد و آن را به کنگره ارجاع داد. دلیل
این موضوع چه می تواند به همراهشد؟

به همراه این حال ترامپ توپ را در زمین کنگره انداخت و شخصا حاضر نشد که هزینه‌
نقض برجام را پرداخت بکند. به نظر من دلیل آن، این بود که مقداری سبک سنگین بکنند و
بتوانند به همراه دست پرتری در مقابل برجام به همراهیستند. احساس من این هست که ایالات متحده دنبه همراهل
خرید زمان بود و این فرصت تا گزارش کنگره منتشر شود بوجود آمده هست. پس از آن دست رئیس‌جمهور
به همراهز هست که هر نوع برخوردی به همراه برجام می تواند داشته به همراهشد. احساس من این هست که ترامپ
به دنبه همراهل فشار آوردن بر متحدانش هست. به ویژه کشورهای امضاکننده برجام تا بتواند آن‌ها
را هم راضی کند که اگر امکان داشته به همراهشد کلا برجام را کنار بگذارند. اگر این هم نشود
لااقل ایران را وادار کنند که مذاکره‌ مجددی برای اضافه کردن بندها و تبصره‌هایی برای
آن صورت بدهد. آنها تلاش می کنند بحث موشکی ایران و همچنین فعالیتهای منطقه ای ایران
را هم در این مذاکرات بگنجانند و فشارهای جدیدی بر آن بیاورند
.

تحرکات و فعالیتهای ایران در این برهه و در شرایطی که برجام به همراه خطر بسیاری
مواجه هست کافی هست؟

از این مقطع به بعد جمهوری اسلامی ایران به شدت فعال شده هست که به هرحال
تلاش کند تا متحدان امریکا به سمت نظر جدیدی که ترامپ در ذهنش هست نروند و تا جایی
که می‌تواند از آن‌ها درخوهست بکند که به تعهداتشان پایبند بمانند. هم تهدید کرده هست،
یعنی رسما گفته هست که اگر برجام نقض بشود ما مشکلی نداریم و در اندک فرصتی به همان
شرایط قبل می‌توانیم برگردیم و هم مذاکراتی را شروع کردند، دیدارهایی به همراه مقامات مختلف
داشتند، مذاکرات تلفنی، گفتگوهای دوجانبه و چندجانبه و تمام تلاش جمهوری اسلامی ایران
این هست که بتوانند این فاصله‌ای که بین ترامپ و امریکا و متحدانش هست را حفظ بکند
و اجازه نزدیک شدن به آن‌ها را ندهد
.

اما اگر بخواهیم یک جمع‌بندی در این قسمت داشته به همراهشیم می‌شود این طور گفت
که درست هست که شخصیت ترامپ و برنامه‌ها و سیهست‌هایش این فرصت را به او نمی‌دهد که
بتواند یک اجماعی علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد بکند و شرایط را به اوضاع قبل از
سال ۲۰۰۸، ۲۰۰۹ علیه ایران برگرداند. اما ایالات متحده دارای این توان و پتانسیل هست
که متحدانش را آن قدر تحت‌فشار قرار بدهد و آن قدر آن‌ها را تحت منگنه قرار بدهد که
نهایتا وادارشان کند که به همراهلاخره نهایتا آن‌ها هم همراه به همراه ایالات متحده بشوند. به نظرم
می‌آید که جمهوری اسلامی ایران به همراهید روی این قضیه متمرکز بشود و فکر و کار کند که چگونه
می‌توان جلوی این فشارهایی که ترامپ به متحدانش می‌آورد به نوعی خنثی کرد یا به شکلی
موانعی در آن ایجاد کرد. احساس من این هست که ترامپ نهایتا اگر درگیر مشکلات داخلی
نشود که بحث ارتبه همراهط به همراه روسیه و پرونده آن می تواند مشکلات بسیاری برای او و اطرافیانش
بوجود بیاورد، اگر درگیر در نقاط دیگر دنیا مانند درگیری در شبه‌جزیره کره و تنش چندماهه‌ای
که به همراه کره شمالی داشت، نشود، نهایتا متحدان اروپایی‌ خود را وادار خواهد کرد که فشارهای
خاصی را به ایران بیاورند، برای این‌که در بحث برجام یک تجدیدنظری صورت بگیرد
.

به نظرتان
این شکل و روشی که ترامپ پیش گرفته هست، مخصوصا در مورد برجام به نوعی پا گذاشتن روی
راهبردهای قبلی آمریکا نیست؟ ما همیشه روسای جمهوری‌ را در امریکا داشتیم که به راهبردها
دست نمی‌زنند و فقط تاکتیک‌ها را عوض می‌کردند، به نظرتان این شکل مقابله به همراه برجام،
عوض کردن راهبرد کلی نیست؟

به نظر می‌رسد که ایالات متحده امریکا هم اصلا نمی‌داند که به همراه این رئیس‌جمهور
جدید چکار به همراهید بکند؟ رئیس‌جمهوری هست که تابع هیچ نرم، هیچ قاعده‌، هنجار، هیچ رفتار
مطابق به همراه اصول و قواعدی نیست و بنابراین می‌شود پذیرفت کسی در مسند قدرت قرار گرفته
که این چیزها اصلا برایش اهمیتی ندارد. این که ما راهبردهای کلی داریم، برنامه های
کلان و بلند مدت داریم یا اصول مشخصی داریم، برایش مهم نیست، ببینید به راحتی از پیمان
توافق پاریس بیرون می‌آید، به راحتی از یونسکو بیرون می‌آید، خوهستار ایجاد ساختار
جدید در ناتو و سازمان هست، از سازمان ملل انتقادات شدیدی می کند از جمله این‌که سازمان
کارایی ندارد، به درد نمی‌خورد، یعنی به نظرم اگر یک مقدار فرصت پیدا می‌کرد و درگیر
همان مبه همراهحث داخلی و تنش در شبه‌جزیره کره نمی‌شد چه بسا که ایالات متحده از سازمان
ملل هم حتی بیرون بیاید. برایش مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد، هر کسی هم در تیمش مخالفتی
می‌کند به راحتی کنار گذاشته می‌شود و انگار نه انگار که این تیم به همراهید همراه او به همراهشد
تا بتواند ریهست جمهوریش را به اتمام برساند
.

بنابراین می‌توانیم این‌طور بگوییم که خود ایالات متحده هم به همراه یک پدیده
پیش ‌بینی ‌نشده‌ای مواجه هست و این سردرگمی که در ایالات متحده می‌بینیم چه بسا همین
را هم به ذهن می‌رساند که اصلا ایشان اعتقادی به بحث راهبرد و هستراتژی ندارد، یعنی
هرچیزی که فکر می‌کند به نظر درست هست و به همراهید انجام بدهد ولو برخلاف منافع ملی ایالات
متحده امریکا، آن کار را انجام خواهد داد
.

ترامپ در نیویورک به روحانی پیشنهاد داده بود که به همراههم دیدار داشته به همراهشند.
به نظرتان این پیشنهاد نشان می دهد که ترامپ آدمی هست که می‌شود به همراه وی معامله کرد و
به همراه او صحبت کرد؟ این اراده چرا از طرف ایران وجود ندارد که گفت و گو شکل گیرد؟ چرا
تابویی که بین ایران و امریکا شکسته شده بود و دیدارهای ظریف -کری کاملا عادی شده بود،
دوبه همراهره به همراه روی کار آمدن ترامپ یک فضای دیگری شکل می گیرد ؟

به نظر من می‌آید که جمهوری اسلامی ایران بعد از آن دوره مذاکرات مخفیانه
در عمان و بعد یک مذاکرات علنی در قالب پنج به علاوه یک و بحث هسته‌ای به آن حداکثر
انتظاراتی که می‌خوهست رسید و چون به آن رسید و در نهایت به برجام ختم شد، به هرحال
طرف مقابل تعهداتی داد و آن را عملیاتی‌ و اجرا کرد جمهوری اسلامی ایران دوبه همراهره به
همان مواضع قبلی خود برگشت و این را ادامه نداد. حالا این‌که چرا دوبه همراهره این اتفاق
افتاده هست پاسخ دقیقی نمی توان به آن داد. شاید احساس بر این شد که اگر این روند بخواهد
ادامه پیدا کند روی بعضی از اصول ما مشکلاتی ایجاد می‌شود و روی بعضی از آن شعارهایی
که داده شده و تاکیداتی که از قبل می‌شد که ما فقط در بحث هسته‌ای می‌خواهیم مذاکره
کنیم و مذاکره دیگری به همراه امریکا نداریم و از این دست، شاید احساس می‌شد که سخت هست که
ما دوبه همراهره بخواهیم به آن روند برگردیم. یک نکته دیگر هم می‌شود اضافه کرد و آن این‌که
شاید احساس شد که فرد غیرقابل‌پیش‌بینی در ایالات متحده آمده هست، شخصی آمده هست که
نمی‌شود روی آن حساب به همراهز کرد و زود هست از ابتدا بخواهیم به این شکل وارد این فرآیند
بشویم. یک مقدار صبر کنیم تا شرایط پیش برود و بعد به ارزیابی آن بپردازیم
.

به هر حال هر فضای جدیدی ترسهای خود را به همراه خود دارد. بیم از اینکه اتفاقات
پیش بینی نشده ای بیفتد که نتوانیم آنرا سر و سامان دهیم و بعدا این اتفاق به همراهعث کاهش
اعتبه همراهر ایران در منطقه، در نظام بین‌الملل، در بین متحدان و در محور مقاومت و امثالهم
شود. این موضوع هم وجود داشت که به همراه توجه به اینکه فرد جدیدی روی کار آمده هست و فرد
ناشناخته ای هست نیاز به صبر و ارزیابی بیشتر وجود دارد که ببینیم چه کاری می‌خواهد
در پیش بگیرد. از طرفی ایران فکر می‌کرد که ترامپ بیشتر بولوف می‌زند و آدمی نیست که
جدی تهدید کند، تهدید عملی انجام بدهد و بنابراین سعی کنیم که مواضع‌مان را از موضع
قدرت پیش ببریم و از موضع قدرت به همراه وی صحبت بکنیم تا طرف مقابل احساس نکند که ما دچار
ضعف هستیم. اینها موضوعات پیچیده و نکات ریزی هستند که به هر حال روی آن فکر شده هست
و خروجی آن را ما می بینیم
.

نکته دیگری که کمتر به آن توجه شده هست این هست که به نظر می‌رسد خود دولت
(منظورم قوه مجریه هست) تحت فشارهای داخلی در مورد برجام خیلی خسته شد و هزینه های
بسیاری کرد و سعی کرد به همراه تغییر سپهر سیاسی امریکا، نوعی برگشت به درون را داشته به همراهشد
و پس از برجام مدتی تجدیدقوا کند. اگر آن اراده ای که شکل گرفت و به برجام رسید، شاید
اگر ادامه پیدا می‌کرد و دولت‌مردان دولت دوازدهم همان روند قبلی را ادامه می‌دادند
به نتایج دیگری می رسیدند. اما در نهایت می‌شود این طور گفت که آن روحیه کاسب‌کارانه‌ای
که شما گفتید کاملا در ترامپ دیده می‌شود و این رویکرد هستفاده از آن هم به کل غلط
نیست
.

در برهه کنونی و پس از رسیدن به این شرایطی که در آن هستیم چه راهبردهایی
پیش روی مهست؟ همچنان به همراهید به ارزیابی فضا پرداخت و منتظر اتفاقات آینده بود؟

به نظر من، چند راه‌حل وجود دارد که به ذهن می‌رسید، به نظر من یکی از
راه‌هایی که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند روی آن حساب به همراهز بکند هستفاده از این روحیه
و ویژگی‌های تعاملی و کاسب‌کارانه ترامپ هست. ببینید ترامپ در همین یک سال نشان داده
هست که داد و بیداد زیاد می‌کند و تهدید زیاد می‌کند اما در مرحله‌ی عمل و در نهایت
دقیقه نود معمولا کوتاه می‌آید. یعنی آن روحیه حساب و کتاب و ارزیابی سود و زیان کاملا
در وی دیده می‌شود، بهترین مثال آن کره شمالی هست، به نظر می رسید که آنها به جایی
رسیده بودند که طرفین دستشان روی شلیک ماشه‌ی سلاح‌های هسته‌ای بود، اما دیدید که در
لحظه‌ی آخر این امریکا بود که انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و خیلی راحت رویش را
برگرداند و دیگر هم پیگیری نکرده هست و خود این نشان می‌دهد که در واقع می‌شود روی
این روحیه کار کرد و سرمایه‌گذاری کرد
.

حالا به نظرم اگر جمهوری اسلامی ایران محدودیت‌هایی دارد چه به لحاظ داخلی
چه در بعد منطقه‌ای، همان روند مذاکراتی که در دوره‌ی قبل به همراه وساطت عمان شکل گرفت می
تواند مسیر خوبی به همراهشد. شاید بتواند راه میانه‌ای پیدا کرد برای این‌که به همراه یک واسطه
و یک سری تماس‌هایی فضای جدیدی را برقرار کرد. دوم اینکه در داخل دستگاه فعلی حکومتی
در ایالات متحده بین ترامپ و تیمش اختلافاتی هست، در حال حاضر مخصوصا بین ترامپ و وزیر
امور خارجه‌اش. من احساس می‌کنم جمهوری اسلامی ایران به همراهید در این بعد هم کار بکند،
و به نوعی سعی کند که از این دوگانگی که در بین دستگاه‌های حاکمه در ایالات متحده آمریکا
وجود دارد هستفاده کند و به همراه برقراری کانال‌های ارتبه همراهطی بین وزیر خارجه امریکا شاید
بتوان کارهایی را پیش برد
.

موضوع دیگر این هست که در یک سال اخیر تجربه نشان داد که ایالات متحده
و ترامپ همزمان نمی‌توانند روی بیش از یک موضوع متمرکز بشوند و این یک فرصتی می‌تواند
به همراهشد که بتوان از آن هستفاده کرد. اگر ترامپ درگیر موضوع دیگری شود، چه در بعد داخلی
چه در بعد خارجی و اگر درگیری جدیدی برایش در جای دیگری ایجاد بشود حداقل چندماهی فرصت
نخواهد داشت تا روی موضوع برجام تمرکز داشته به همراهشد. البته متحدان منطقه‌ای آن به ویژه
عربستان و اسرائیل هم نقش بسیار پررنگی دارند و جمهوری اسلامی ایران به همراهید از این لحاظ
هم فکری برای این بحث بکند. چون بخشی از آتش ضدبرجامی که ترامپ در آن می دمد از طرف
متحدان منطقه‌ای دارد شعله ور می‌شود
.

دو موضوعی که ترامپ روی آن مانور می‌دهدو ایران را متهم می‌کند یکی برنامه
موشکی ایران و دیگری فعالیت‌های منطقه‌ای ایران به صورت مشخص در عراق و سوریه و یمن
هست. در تیم ترامپ بین او و تیلرسون اختلافات زیادی وجود دارد. یعنی وزارت خارجه به
نوعی در حاشیه مانده هست، ولی نظامیان مانند جیمز متیس و مک مستر نقش بیشتری به همراهزی می‌کنند
و اینها ظاهرا در موضوع کره شمالی هم خیلی نقش داشتند و توانستند فضای تنش و حالت التهابی
ترامپ را کاهش بدهند. به نظرتان در مسائل منطقه‌ای که نظامیان ایران و امریکا حضور
دارند نمی‌شود یک کانال و مسیر گفتگو را ایجاد کرد؟

فکر نمی‌کنم این شکل بگیرد. برای این‌که در هر دو طرف، نه فقط در ایران
و آمریکا معمولا در همه کشورها نظامی‌ها آن ذهنیت و آن کارکرد تعامل و گفتگو و مذاکره
را ندارند، یعنی صحنه ای که به همراهید جایی امتیاز داد تا در جایی دیگر امتیاز گرفت. معمولا
نظامی‌ها این تفکر را ندارند و به همین خاطر هست که همیشه تاکید شده هست که حداکثر
به همراهید تلاش کنیم تا نظامی‌ها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی به ویژه سیهست خارجی دخالتی نداشته
به همراهشند. این کار سیاسی‌ههست، در واقع کار وزارت خارجه هست، کار دیپلمات‌ههست، کار مذاکره‌کننده‌های
حرفه‌ای هست، کسانی که دیدشان فقط به این بستگی ندارد که حتما به همراهید برویم یک جایی را
بگیریم، نظامی‌ها در این وادی هستند که حتما به همراهید برویم یک جایی را به لحاظ نظامی تصرف
کنیم
.

اما در عالم سیهست الزاما این گونه نیست شما ممکن هست از بعضی جاها عقب‌نشینی
کنید به خاطر این‌که بعدا در جای دیگری بتوانید امتیازاتی بگیرید یکی این هست و دوم
این‌که همان طوری که شما اشاره کردید اگر نگاه بکنیم به سابقه چهل ساله بعد از پیروزی
جمهوری اسلامی ایران، هرجا کانال‌های ارتبه همراهطی بین ایران و امریکا برقرار شده از جانب
سیاسی‌ها بوده هست، نظامی‌ها تمایلی خاصی برای این‌که بخواهند کانال ارتبه همراهطی برقرار
بشود نداشتند، به نظر من نمی‌توانیم اصلا روی این قضیه حساب به همراهز بکنیم، چون در آن سو
شما هم درست اشاره کردید، عمده مخالفینی که در تیم ریهست جمهوری ترامپ دیده می‌شوند
نظامی هستند و بنابراین به نظر می‌رسد که آن‌ها هم اصلا اعتقادی به این که بخواهند
یک به همراهب گفتگوی جدید و تعامل جدید ایجاد شود ندارند. به نظر من ایران به همراهید روی دیپلمات‌ها
و سیاسیون حساب به همراهز بکند
.

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم