اسلامی‌سازی علوم سیاسی؟!

۱۲ مرداد ۱۳۹۶ سرگرمی

نگاهی به دروس جدید مقطع کارشناسی علوم سیاسی؛

کارگروه به همراهید به این نکته توجه ورزد که اسلامی‌سازی علوم سیاسی به همراه افزایش تعداد دروس اسلامی متحقق نخواهد شد، چنین رسالتی مستلزم افزایش کیفیت دروس مزبور هست، امری که به همراه تعریف کردن پروژه‌های تحقیقاتی، تشویق به نگارش کتب و مقالات، اعطای جوایز و بورس‌های تحصیلی در حوزۀ معارف سیاسی اسلامی میسر خواهد بود؛ و این فرایند هم‌اکنون تا حدی در جریان هست.

به گزارش پایگاه تحلیلی کمپین،  پس از آنکه اندیشۀ تحول در علوم انسانی مطرح شد، تلاشی در سطوح به همراهلای
تصمیم‌گیری برای آموزش عالی در کشور به منظور به همراهزنگری در دروس برخی از رشته‌های
علوم انسانی آغاز گشت. رشتۀ علوم سیاسی یکی از رشته‌هایی بود که دروس آن مورد
بررسی و تجدیدنظر قرار گرفت. حاصل آن تلاش‌ها یک به همراهر در سال ۱۳۹۳ توسط «شورای
تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی-کارگروه علوم سیاسی» از سوی شورای تخصصی علوم
انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تقدیم شد و در
همان زمان انتقادات بسیاری را برانگیخت تا جایی که شورا گروه دیگری را مأمور بررسی
مجدد برنامۀ جدید کرد. گروه جدید اینک برنامۀ یادشده را به همراه اصلاحاتی چند ارائه
کرده هست. در این نوشتۀ کوتاه، برنامۀ اخیر از دیدگاهی انتقادی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
دروس جدید ۴ دسته، عمومی، پایه، تخصصی الزامی و تخصصی اختیاری را در بر می‌گیرد و
از این شمار، در این نگاشته فقط دو دستۀ میانی مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ چراکه
دروس عمومی خارج از اختیار طراحان بوده و درس‌های تخصصی اختیاری نیز طیف نسبتاً
وسیعی (۴۰ درس به ارزش ۸۰ واحد) را در بر می‌گیرند که گروه‌های آموزشی علوم سیاسی
به اختیار خود می‌توانند از میان آن‌ها به میزان ۱۰ واحد درسی گزینش کنند.

دروس پایه

کارگروه به همراهید به این نکته توجه ورزد که اسلامی‌سازی علوم سیاسی به همراه
افزایش تعداد دروس اسلامی متحقق نخواهد شد، چنین رسالتی مستلزم افزایش کیفیت دروس
مزبور هست، امری که به همراه تعریف کردن پروژه‌های تحقیقاتی، تشویق به نگارش کتب و
مقالات، اعطای جوایز و بورس‌های تحصیلی در حوزۀ معارف سیاسی اسلامی میسر خواهد
بود؛ و این فرایند هم‌اکنون تا حدی در جریان هست
.

فلسفۀ ارائۀ دروس پایه آن هست که مقدمه و مبنایی برای دروس تخصصی
به همراهشند. این دروس در سطح کلیات و به‌صورت مقدماتی برای دانشجویان سال‌های نخست
ارائه می‌شوند تا بدون ورود به پیچیدگی‌های نظری و ریزبینی‌های تحلیلی یا تاریخی،
آنان را برای دروس تخصصی آماده کنند. حفظ دروس بنیادینِ «مبه همراهنی علم سیهست»، «روش
تحقیق در علوم سیاسی ۱ و ۲» و «مبه همراهنی سیهست در اسلام» و «کلیات حقوق اساسی» (که
نام دو درس اخیر تغییر اندکی کرده هست) و افزودن عناوینی مانند «روان‌شناسی برای
سیهست»، «فلسفه برای سیهست»، «مدیریت برای سیهست» و «اقتصاد برای سیهست»، نشانگر
عنایت کارگروه به این امر بوده هست. در میان این دروس، سرفصل‌های درس «فلسفه برای
سیهست» همپوشانی قابل توجهی به همراه دروس «اندیشۀ سیاسی در غرب» و نیز «اندیشۀ سیاسی در
اسلام ۲» دارد. بهتر بود بخشی از این سرفصل‌ها به فلسفه و اخلاق کاربردی اختصاص
یابد. تغییر نام «مبه همراهنی جامعه‌شناسی» به «جامعه‌شناسی و ارتبه همراهطات برای سیهست»
چندان موجه به نظر نمی‌رسد، چون بحث ارتبه همراهطات و رسانه‌ها نه فقط از مبه همراهنی جامعه‌شناسی
جدا هست، بلکه آوردن آن به‌صورت یک درس مستقل نیز به‌خودی‌خود امری موجه به نظر می‌رسد
(چنان‌که در اصلاحات سال ۱۳۹۳ چنین شده بود).

اسلامی‌سازی علوم سیاسی؟!

اما حذف درس بسیار مهم «مبه همراهنی علم حقوق»، به همراه توجه به ارتبه همراهط نزدیک
سیهست به همراه حقوق و قانون‌گذاری، مهم‌ترین ضایعه در این بخش برای برنامۀ درسی علوم
سیاسی محسوب می‌شود. این در حالی هست که افزایش دو درس «متون اساسی (پایه) در
سیهست» و «آیین نگارش و گزارش علمی و ویرهستاری متون سیاسی» لازم به نظر نمی‌رسد.
بیشتر محتوای درس «آیین نگارش و گزارش علمی و ویرهستاری متون سیاسی» به همراهید در درس
عمومی ادبیات فارسی و حتی پیش از آن در دورۀ دبیرستان آموخته شده به همراهشد و آوردن آن
در شمار مجموعه دروس علوم سیاسی به‌منزلۀ هستخفاف این مجموعه هست. البته زبه همراهن
شفاهی و نگارشی ابزار مهمی برای انتقال مطالب توسط یک کارشناس علوم سیاسی (همانند
سایر کارشناسان علوم انسانی) هست، اما اساساً مشخص نیست؛ چرا یک دانشجوی مقطع
کارشناسی علوم سیاسی به همراهید چنین درسی را در زمینۀ نگارش به زبه همراهن پارسی بگذراند،
درحالی‌که دانشجویان سایر رشته‌ها مانند فلسفه، علوم اجتماعی یا روان‌شناسی از آن
بی‌نیاز هستند. بعید نیست افزودن این درس در رهستای مسیر افزایش عددی مقالات صورت
گرفته به همراهشد، سیهستی که نادرستی آن اکنون بر همگان آشکار شده هست.

بهعلاوه، سرفصل پیشنهادی این درس از دو قسمت
ناهمگون تشکیل شده هست که قسمت نخست آن به بررسی نظری متون ادبیات سیاسی اختصاص
دارد (و بخشی از آن به همراه درس اندیشۀ سیاسی در اسلام و ایران-۲ هم‌پوشانی دارد) و
قسمت دوم آن به بیان شیوه‌های ویرایش یک متن می‌پردازد. سرفصل‌های درس «متون اساسی
(پایه) در سیهست» هم‌پوشانی تمام و کمالی به همراه دروس «فلسفه برای سیهست» (قسمت فلسفۀ
سیاسی اسلامی) و نیز «اندیشۀ سیاسی در اسلام و ایران ۲» دارد و تکراری‌ترین درس در
مجموعه دروس علوم سیاسی به شمار می‌رود.

به همراه توجه به فلسفه‌ای که برای دروس پایه ذکر شد، قرار دادن دو درس
«سیهست در قرآن و نهج‌البلاغه»


بررسی دروس ارائه‌شده توسط کارگروه تحول و ارتقای علوم سیاسی نشان می‌دهد که این فهرست دروس و سرفصل‌های آن از دو مشکل عمده رنج می‌برد: الف) جهت‌گیری نظری دروس، ب) هم‌پوشانی میان دروس

و «سیرۀ سیاسی پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین (ع)»
(که در به همراهزنگری قبلی در قالب چهار درس آمده بودند) چیزی جز جفا به این موضوعات
نخواهد بود. این دروس مستلزم دقت‌های نظری عمیق و مشروحی هستند که نه فقط در قالب
دروس پایه نمی‌گنجند، بلکه اساساً به همراهید در مقاطع به همراهلاتر تحصیلی تدریس شوند؛ گذشته
از آنکه میان خود این دو درس هم‌پوشانی وجود دارد، بررسی اجمالی موضوعات این دو
درس (که مقتضای دو سال نخست دورۀ کارشناسی هست) در دروس «اندیشۀ سیاسی در اسلام و
ایران ۱»، «مبه همراهنی سیهست در اسلام» و نیز دروس عمومی مانند «تاریخ تحلیلی اسلام»،
«تاریخ امامت»، «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی»، «اندیشۀ اسلامی ۱ و ۲»، «تفسیر قرآن»
و «تفسیر نهج‌البلاغه» نیز صورت می‌گیرد.

دروس تخصصی الزامی

در فهرست دروس تخصصی الزامی، سه درس مهم اندیشۀ سیاسی در اسلام و
ایران و سه درس اندیشۀ سیاسی در غرب وجود دارند که اگر از هم‌پوشانی‌های آن‌ها به همراه
دروس پایه بگذریم، به‌طور مناسبی سرفصل‌بندی شده‌اند. میزانی از هم‌پوشانی نیز
میان «اندیشۀ سیاسی در اسلام و ایران ۱» و «مبه همراهنی سیهست در اسلام» وجود دارد که
پیشنهاد نگارنده ادغام این دو درس در یکدیگر هست.

انتقال درس «سیهست و حکومت مقایسه‌ای» از شمار دروس اختیاری (در فهرست
قبلی) به دروس


مقتضیات سطح تحصیل در مقطع کارشناسی بیش از آنکه مدرس را به بیان جزئیات و ظرافت‌های معارف سیاسی در اسلام سوق دهد، وی را به تکرار، کلیشه‌گویی و سطحی‌سازی واخواهد داشت

تخصصی (در فهرست جدید) اقدام ارزشمندی هست که کارگروه انجام داده
هست. درس‌ «مطالعۀ مقایسه‌ای انقلاب اسلامی ایران به همراه انقلاب‌های بزرگ» جایگزین درس
موجود «انقلاب اسلامی» شده هست؛ اما عنوان جدید موجب محدودیت بحث‌های بسیار مهمی
خواهد بود که در پیرامون انقلاب اسلامی در جریان هست؛ به نظر می‌رسد که عنوان قبلی
جامع‌تر بوده و لازم هست اعاده شود. درعین‌حال، گذاشتن یک عنوان درسی تحت عنوان
«مسائل سیاسی-اجتماعی دفاع مقدس» ضروری به نظر نمی‌رسد، چراکه مبه همراهحث مربوط به آن
در درس «تحولات سیاسی-اجتماعی ایران در جمهوری اسلامی ایران» پوشش داده می‌شوند.
حذف درس انقلاب‌های جهان نیز چندان موجه به نظر نمی‌رسد، اما تغییر عنوان درس
«تئوری‌های انقلاب» به «نظریه‌های انقلاب و جنبش‌های اجتماعی» مقبول هست؛ به همراهاین‌حال،
سرفصل‌های درس مزبور به همراه درس «جامعه‌شناسی سیاسی» دارای همپوشانی هست.‌

«سیهست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، «حقوق اساسی جمهوری اسلامی
ایران»، «اصول و مبه همراهنی روابط بین‌الملل ۱ و ۲»، «سازمان‌های بین‌المللی»، «حقوق
اداری ایران»، «متون تخصصی سیاسی به زبه همراهن انگلیسی ۱ و ۲»، «جامعه‌شناسی سیاسی» و
«جنبش‌های اسلامی معاصر» تقریبه همراهً بدون تغییر از فهرست قدیم به فهرست دروس به همراهزنگری‌شده
منتقل گشته‌اند که مقبول به نظر می‌رسد. درس «پیشرفت و توسعۀ سیاسی» معادل «نوسازی
و دگرگونی سیاسی» در فهرست قدیمی هست، اما عدم توجه به توسعۀ اقتصادی نقطه‌ضعف هر
دو درس قدیم و جدید هست. دو درس حقوق بین‌الملل عمومی در فهرست دروس جدید به یک
درس تقلیل یافته‌اند که به همراه توجه به نیاز کارشناسی کارمندان وزارت امور خارجه به
آشنایی به همراه وجوه مختلف این حقوق مطلوب به نظر نمی‌رسد. حذف درس حقوق بین‌الملل
خصوصی احتمالاً آسیب کمتری وارد می‌آورد. درس «دیپلماسی در اسلام» به فهرست دروس
اختیاری منتقل و درس «حقوق بین‌الملل اسلامی» در فهرست دروس تخصصی حفظ شده هست،
درحالی‌که بهتر بود برعکس عمل شود، چون مطالب تدریس‌شده در حقوق بین‌الملل اسلامی
اساساً سیهست خارجی دولت اسلامی را بیان می‌کنند.

کهسته شدن از تعداد واحدهای تاریخ معاصر کشور به ۶ واحد و از سوی دیگر
گسترش به همراهزۀ زمانی آن از زمان صفویه تا به امروز (درحالی‌که در فهرست قبلی ۸ واحد
درسی از ابتدای قاجار تا به امروز را شامل می‌شد) و از سوی دیگر تبدیل درس دوواحدی
تاریخ روابط بین‌الملل (در فهرست قدیم) به دو درس «تاریخ روابط بین‌الملل ۱ و ۲» (در
فهرست جدید) غیرضروری به نظر می‌رسد.

ارائۀ چهار درس «اقتصاد سیاسی بین‌الملل»، «مبه همراهنی و اصول سیهست‌گذاری
عمومی»، «کلیات مسائل منطقه‌ای» و «پروژه/کارورزی» اقدام ارزشمند کارگروه هست.
وجود درس اخیر نشان می‌دهد که اعضای کارگروه نیاز دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی به
آموزش‌های عملی را مورد توجه قرار داده‌اند؛ اما لازم هست که برای آن سازوکاری را
بیندیشند که همکاری دستگاه‌های بیرونی به همراه دانشگاه را در بر داشته به همراهشد. بهتر هست
که کلمۀ پروژه نیز از عنوان آن حذف شود تا امکان میانبر زدن و برگزار کردن آن
همانند واحدهای نظری وجود نداشته به همراهشد. شاید افزودن درس «تحلیل مسائل سیاسی روز»
تلاشی برای رفع خلئی بوده هست که درس کارورزی قادر به پر کردن آن نیست. تحلیل
مسائل سیاسی روز درسی به همراه عنوانی پرطمطراق و جذاب هست، اما سرفصل‌های آن چیزی جدا
از آنچه در دروس روش تحقیق، مبه همراهنی علم سیهست، مبه همراهنی سیهست در اسلام، اصول روابط
بین‌الملل ۱ و ۲، سیهست و حکومت مقایسه‌ای ارائه‌شده، نیست. شاید بهتر به همراهشد که این
درس به‌صورت کارگاه ارائه شود.

درس «مسائل اقتصاد سیاسی انرژی در ایران» جایگزین مناسبی برای درس
قدیمی‌تر «مسائل سیاسی و اقتصادی نفت در ایران» هست، اما اگر دامنۀ آن خاورمیانه
یا حتی جهان را در بر می‌گرفت بسیار مناسب‌تر بود؛ چراکه مسئلۀ انرژی ابعادی فراتر
از مرزهای ایران دارد. حذف درس «مسائل نظامی و هستراتژیک» و بردن درس جایگزین آن
یعنی «مسائل راهبردی و امنیتی در روابط بین‌الملل» به مجموعۀ دروس اختیاری، کم‌توجهی
به یکی از مبه همراهحث اصلی در علوم سیاسی امروزین یعنی مسائل امنیتی و نظامی هست.
افزودن درس «جغرافیای سیاسی و مناطق راهبردی جهان» هم مطلوب به نظر می‌رسد، اما
حذف دو درس «سیهست خارجی قدرت‌های بزرگ» و «مسائل سیاسی و اقتصادی جهان سوم» به
زیان نظام آموزش کارشناسان سیاسی ایرانی خواهد بود.

درس جدید «مسائل بین‌المللی جهان اسلام» درس مناسبی هست، اما سرفصل‌های
طراحی‌شده برای آن در بخش مفاهیم به همراه درس «حقوق بین‌الملل اسلامی» هم‌پوشانی دارد.
درس «ایران و کشورهای همسایه» به همراه وجود درس «سیهست خارجی جمهوری اسلامی» ضرورتی
ندارد، به علاوه آنکه منطقاً به همراه درس‌هایی مانند «مسائل بین‌المللی جهان اسلام» هم‌پوشانی
دارد. درس «تحول دولت در اسلام و ایران» که از فهرست قدیم به جدید منتقل شده هست،
همچنان غیرلازم به نظر می‌رسد و هم‌پوشانی بسیاری به همراه سایر دروس تاریخی و نظری
مرتبط به همراه سیهست در اسلام دارد. همچنین هست درس «اندیشۀ سیاسی در ایران به همراهستان» که
بررسی موجز و متناسب به همراه مقطع کارشناسی آن یا در درس «اندیشۀ سیاسی در اسلام و
ایران ۱» به همراهید صورت گیرد، یا به همراهید در قالب یک درس اختیاری ارائه شود و یا اساساً
به مقطع کارشناسی ارشد اندیشۀ سیاسی در ایران و اسلام واگذار شود.

درس جدید «اندیشۀ سیاسی رهبران انقلاب اسلامی ایران (امام خمینی و
امام خامنه‌ای)» به همراه دروس «اندیشۀ سیاسی در اسلام و ایران ۳» که سرفصلی تحت عنوان
اندیشۀ سیاسی امام خمینی را در بر می‌گیرد و نیز درس عمومی «اندیشۀ سیاسی امام
خمینی» هم‌پوشانی دارد. بخشی از مواضع سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای نیز در درس «تحولات
سیاسی-اجتماعی ایران در جمهوری اسلامی ایران» مورد بررسی قرار می‌گیرند.

حرف نهایی

توجه محافل دانشگاهی و نهادهای سیهست‌گذاری در امر آموزش عالی به تحول
در علوم انسانی و به‌طور خاص به علوم سیاسی امر فرخنده‌ای هست، اما همانند هر
به همراهزسازی دیگری به همراهید به همراه دقت و برنامه‌ریزی و بر اساس معیارهای روشن و مقبول صورت
گیرد. بررسی دروس ارائه‌شده توسط کارگروه تحول و ارتقای علوم سیاسی نشان می‌دهد که
این فهرست دروس و سرفصل‌های آن از دو مشکل عمده رنج می‌برد: الف) جهت‌گیری نظری
دروس، ب) هم‌پوشانی میان دروس. جهت‌گیری نظری دروس ازاین‌جهت قابل نقد هست که هدف
اصلی دورۀ کارشناسی علوم سیاسی تربیت و آموزش کارشناسان سطوح پایین و متوسط هست.
این کارشناسان که محل هستخدام ایشان منطقاً در وهلۀ اول دو وزارتخانۀ امور خارجه و
کشور هست، به همراهید در حوزۀ فعالیت خود توانایی درک و حل مسئله را داشته به همراهشند. قرار
دادن بیش از حد دروس نظری در برنامۀ آموزشی چنین کارشناسانی، فرصتی را برای آموزش
امور عینی‌تر که لازمۀ کار ایشان در فرمانداری‌های، هستانداری‌ها و رده‌های پایین
وزارت خارجه هست به همراهقی نخواهد گذاشت. در شرایطی که کشور ما در مناسبه همراهت خارجی به همراه
انبوه مسائل و گونه‌های مختلف تهدیدات مواجه هست و در داخل هر روز بر تعداد مسائل
و پیچیدگی‌های زندگی عمومی افزوده می‌شود، صلاح کشور مستلزم آموزش‌های حرفه‌ای
بهتری برای کارشناسان سیاسی در رده‌های پایین و میانی هست.[۲]کم‌توجهی
به روش‌شناسی کمّی و دروسی که از این‌گونه روش‌ها بهره می‌جویند یکی از نقاط ضعف
عمدۀ علوم سیاسی در ایران هست که به غیرکاربردی شدن و دوری آن از زندگی عینی
انجامیده هست.

چنان‌که مشاهده شد در برنامۀ پیشنهادی کارگروه هم‌پوشانی وسیع و گاهی
چندمرتبه میان موضوعات پوشش داده‌شده توسط دروس مختلف وجود دارد؛ این امر به‌ویژه
در ارتبه همراهط به همراه دروسی مصداق دارد که به دیدگاه اسلام دربه همراهرۀ سیهست می‌پردازند و از
همین رو دغدغۀ بیشتری در مورد آن به همراهید داشت؛ چراکه مقتضیات سطح تحصیل در مقطع
کارشناسی بیش از آنکه مدرس را به بیان جزئیات و ظرافت‌های معارف سیاسی در اسلام
سوق دهد، وی را به تکرار، کلیشه‌گویی و سطحی‌سازی واخواهد داشت. در این حالت،
تصویری برعکس آنچه هدف‌گذاران آموزش عالی مدنظر داشته‌اند در ذهن دانشجوی جوان
ایجاد خواهد کرد، همان تصویری که هم‌اکنون نیز ایجاد شده هست و علاقه‌مندان به
تحول در علوم انسانی و برنامه‌ریزان آموزش عالی به همراهید در صدد تغییر آن برآیند.
کارگروه به همراهید به این نکته توجه ورزد که اسلامی‌سازی علوم سیاسی به همراه افزایش تعداد
دروس اسلامی متحقق نخواهد شد، چنین رسالتی مستلزم افزایش کیفیت دروس مزبور هست،
امری که به همراه تعریف کردن پروژه‌های تحقیقاتی، تشویق به نگارش کتب و مقالات، اعطای
جوایز و بورس‌های تحصیلی در حوزۀ معارف سیاسی اسلامی میسر خواهد بود؛ و این فرایند
هم‌اکنون تا حدی در جریان هست.

منبع: فرهنگ امروز/ سید محمدعلی تقوی:[۱]

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم